![]() |
![]() |
|
| خبرنگار اجتماعی |
|
تقدیم به همه ی مادران (به مناسبت روز مادر) خصوصا"مادرانی که در خانه ی سالمندان یا بیمارستان ها هستند و یا به نحو دیگری در سختی وعسرت هستند:
عصاره همه ی مهربانی ها،تویی.... ریشه وقلب هر خانه تویی... اولین وبا شکوه ترین نعمت خداوند تویی.... بهشت زیر پای توست،نفس های تو بوی بهشت می دهند، تو از جنس بهشتی، تو ادامه ی بهشتی...
|
|
+ نوشته شده در
88/03/24ساعت 15:18 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
و نتایج اعلام شد...
|
|
+ نوشته شده در
88/03/24ساعت 14:53 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
زیبایی این انتخابات حضور پر شور مردم بود.
انتخابات این دوره با همه ی انتخابات گذشته فرق داشت. چه تبلیغاتش چه حضورملت پای صندوق های رای ... شوری که توی این انتخابات ایجاد شد، دیدنی بود. حداقل توی شهر ما که اوج بیداری و تو ی خیابان بودن همشهریان عزیز ساعت ۲۳ شب (اونم جوونا) بود دیدن افراد با گرو ه های سنی مختلف تا ساعت ۲ نیمه شب دیدنی و جالب و البته برای یکی مثل من هیجان آور بود . این انتخابات جدای ازمسائل حاشیه ای که داشت، نشاط ،شادی و امیدی ایجاد کرد که اولا" اکثریت مردم ما را به پای صندوق های رای کشاند و به مشارکت توی سرنوشت کشورشون واداشت ... ثانیا"بعد از چند سال دوباره مردم توی خیابون دور هم جمع کرد... مردم دوباره همدیگر رو دیدن ،با هم بحث کردن، تبادل نظر کردن و برای اولین بار جدی برنامه های دولت های فعلی و قبلی رو نقد کردن... خلاصه اینکه چقدر خوبه که ما همیشه مسائل کشور ، کارهای دولت ،سرنوشت کشورمون برامون مهم باشه و بی تفاوت از کنارشون نگذریم... راستی کاش فردا زودتر برسه نتیجه آرا مشخص بشه ... |
|
+ نوشته شده در
88/03/22ساعت 23:26 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
باز هم شبی دیگر و مناظره ای دیگر...
من فکر می کنم مناظره معنای دیگری دارد! مناظرات این شب ها بیشتر تخریب افراد و گروه ها است. فکر می کردیم از برنامه های دولت بعدی آگاه می شویم اما نگو .....
یعنی قدرت دنیایی اینقدر ارزش داره که ایمان به قدرت لا یزال الهی را فراموش کنیم وهمه نوع اتهامی به یکدیگر بزنیم ! یعنی از اول انقلاب تا الان این همه دزدی صورت گرفته وکسی چیزی نگفته است ؟اگر این همه دزدی وچپاول انجام شده پس چرا هیچ کس تا الان چیزی نگفته و اقدامی انجامی نداده است؟ پس این همه سال ما با آمارهای دروغ مواجه بودیم ؟ واگر دزدی انجام نشده است، پس این اتهامات چیست ؟ براستی چگونه باید به عملکرد دولت ها ی مختلف نظام اعتماد کرد ؟ جای تاسف داره! فکر می کنم این مباحث فقط به نفع دشمن وبه ضرر نظام است. امیدوارم برنامه ی امشب، مناظره ی واقعی باشه و( از برنامه های آینده صحبت بشود) نه مجادله ! |
|
+ نوشته شده در
88/03/17ساعت 23:34 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
گزارشي در رابطه با چکهاي برگشتي زندان جاي بزهکار است نه بدهکار متأسفانه هنوز در جامعهي ما آگاهي و اطلاع کامل در خصوص «چک و مباحث قانوني» آن وجود ندارد و به همين دليل افراد بدون فکر و اطلاع از عواقب کار خود، اقدام به صدور چک ميکنند. اين افراد به سادگي و با يک امضا، آبرو و اعتبار چندين و چند سالهي خود را از دست ميدهند و با ورود به زندانهاي کشور، علاوه بر وارد آمدن آسيبهاي روحي و اجتماعي فراوان براي خود و خانوادهشان (نظير از دست رفتن آبرو و حيثيت خانوادگي و با به وجود آمدن سابقهي کيفري و سوءپيشينه)، از نظر اقتصادي هم به دولت ضرر رسانده و هزينههاي زيادي به جامعه تحميل ميکنند. به نظر ميرسد، همان گونه که آمار تصادفات، با فرهنگ سازي صورت گرفته در مورد بيمه کردن بدنهي اتومبيل، بيمهي شخص ثالث، احتياط در رانندگي و نيز کنترل شديد جادههاي برون و درون شهري، نسبت به سالهاي گذشته کاهش داشته است، در مورد چک نيز بايد فرهنگسازي لازم صورت بگيرد. افراد بايد از قوانين و مباحث حقوقي چک آگاه و نيز از عواقب صدور چکهاي بلامحل مطلع شوند و بدون داشتن موجودي يا سرمايهاي مطابق با مبلغ چک صادر شده، يا بدون کار کارشناسي شده و تحقيق، به اميد به دست آوردن پول در تجارتها و معاملات خود، اقدام به صدور چک ننمايند. همچنين از آنجا که بعضي از زندانيان جرايم غير عمد به خاطر دادن چکهاي ضمانتي براي دوستان، آشنايان و نزديکان خود در زندان به سر ميبرند، لازم است افراد بدون دريافت سند، مدرک و يا چک هم مبلغ با چک ضمانتي خود از فرد متقاضي، اقدام به چنين کاري نکنند. به طور کلي با توجه به اينکه زندان جاي بزهکار است نه بدهکار، ميتوان با فرهنگ سازي صحيح توسط ارگان هاي فرهنگي و آموزشي و نيز با آگاهسازي و اطلاع رساني به افراد جامعه، تعداد زندانيان محکوم به پرداختهاي مالي را کاهش داد و از وارد آمدن آسيبها و اثرات و تبعات منفي و زيان بار اين امر، به خانوادهها و جامعه جلوگيري کرد. زيرا زنداني کردن محکومان جرائم مالي در حالي که توانايي پرداخت بدهي خود را ندارند، نه تنها دردي را دوا نميکند، بلکه باعث از دست رفتن آبرو و اعتبار خانوادگي افراد، از هم گسيختگي خانوادهي آنها و نيز وارد آمدن ضررهاي اقتصاي به پيکرهي جامعه ميشود. متأسفانه در حال حاضر تعداد زندانيان محکوم به پرداختهاي مالي در حال افزايش است و به همين دليل بايد پيشگيري را جايگزين درمان کرد. امان از رفيقان نارفيق اينجا زندان کرمان است. مرد جوان، ورزشکار به نظر ميرسد. از نظر ظاهري هيچ شباهتي به بزهکاران ندارد. آرام و مؤدب روبرويم مينشيند و ماجراي زنداني شدنش را اينگونه تعريف ميکند: «سي سال سن دارم. از هشت سالگي با رضا همسايه و همکلاسيام آشنا شدم. دوستي من و رضا از آن سال شکل گرفت. من و او مانند دو برادر با هم صميمي بوديم. اين دوستي سالها ادامه داشت و به خانوادهها هم کشيده شد. بعد از ازدواج هر کدام از ما نيز اين ارتباط خانوادگي و دوستي پا بر جا ماند تا اينکه يک سال پيش رضا ورشکست شد و کلي قرض و بدهي بالا آورد. او براي پرداخت بدهي خود، اقدام به گرفتن پول از شخصي کرد. آن شخص هم در قبال پرداخت اين پول از رضا چکهاي ضمانتي خواسته بود. از آنجا که رضا برايم مانند برادر نداشتهام بود و خيلي به او اعتماد داشتم، ضامن او شدم و براي کمک به بهترين دوستم، به جاي او چک دادم؛ آنهم به مبلغ 25 ميليون تومان. رضا به من قول داده بود سر موعد چکها، تمام پول را به حساب آن شخص واريز کند و چکهاي مرا پس بگيرد. من هم که يک درصد احتمال اينکه او به وعدهي خود عمل نکند، به ذهنم خطور نميکرد، قبول کردم تا اينکه موعد چکها فرا رسيد. رضا ناگهان غيبش زد. انگار به زمين فرو رفته بود. من ماندم و 25 ميليون تومان بدهي. شخصي که رضا از او پول گرفته بود، وقتي که فهميد رضا قصد پول دادن به او را نداردادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
88/02/26ساعت 8:27 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
توی یکی از خبر هایی که برای نشریه تنظیم می کردم، یکی از مسئولان گفته بود:در حال حاضر در استان کرمان،۲۵۰ هزار افغانی مجاز و غیر مجاز زندگی می کنند! فکرشو بکنید کل استان ما چقدر جمعیت داره که این همه افغانی توی آن ساکنند. تازه خدا می دونه این آمار ارائه شده چقدر دقیقه( مثل خیلی از آمارهای دیگه ).در سته انسان دوستی خوبه، کمک به هم نوع خیلی خوبتره ، اما به شرطی که به خود افراد جامعه آسیب نرسه،
با این حال به نظرمی رسه که این مهمان نوازی ما کرمانی ها به ضررمون تموم شده وهزار تا مسئله و مشکل برامون درست کرده مثل مسائل زیادی که در اثر عدم رعایت بهداشت توسط این افراد به وجود می آید نا امنی (همون طور که توی مصاحبه های مطبوعاتی نیروی انتظامی هم همیشه از اتباع بیگانه به عنوان مهم ترین عامل ناامنی استان نام برده می شه) گروگانگیری، قتل، تجاوز و فاچاق مواد مخدر گرفتن فرصت کاری خصوصا"در بعضی مشاغل مثل بنایی و کشاورزی از کرمانی ها . . . و بدتر ازهمه ازدواج دختران ایرانی با این افراد که حاصل آن هم بچه های بدون شناسنامه، هویت و....است. حالا حرفم اینه که میشه جلوی مسائل زیادی که در اثر حضور اتباع غیر مجاز در جامعه به وجود می آ د رو با جدیت و درایت بیشتر گرفت. با طرد این افراد از استان( البته به صورت جدی وبا پیگری در مورد خروج از کشور وعدم برگشت، نه پیاده کردن آنها توی شهرهای مرزی به امید برنگشتنشون ،چون تجربه می گه در این موارد زودتر از مامورانی که گرفتنشون بر میگردن سر جای اولشون)، با سختگیری وبرخورد قاطع با کسانی که از کارگران افغانی( برای بردن سود بیشتر) به جای کار گران ایرانی استفاده می کنند و...ضمن اینکه مردم استان هم خانه های خودشونو به این خانواده ها ( که عموما" بالای ۱۰ نفرن ) اجاره ندن تا این مهمانان اجباری برگردن به خونه هاشون |
|
+ نوشته شده در
88/01/30ساعت 23:31 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
آزار و اذيت: زن 25 ساله است. سه سال قبل ازدواج کرده و امروز آمده است تا به پيوندي که روزي با عشق و علاقه به وجود آمده بود، با نفرت و کينه خاتمه دهد. زن جوان مي گويد: باور مي کنيد من تا لحظه اي که خطبهي عقد خوانده شد، نميدانستم مهريه ام چيست؟ پدر و مادرم دخالت دختر در اين امر را ناپسند مي دانستند و معتقد بودند خودشان صلاح مرا مي دانند و نظر دادن من بي معني است. سر سفرهي عقد فهميدم مهريه ام 314 سکهي طلاست. در حالي که من دوست داشتم نيمي از خانهي همسرم به عنوان مهريه به من داده شود. اما متأسفانه کسي از من نظر نخواست. من هم که علاقهي زيادي به همسرم داشتم، اهميتي ندادم. بعد از ازدواج فهميدم که همسرم مشکل اخلاقي و دست بزن دارد. بارها با او صحبت کردم، از بزرگترهاي خانواده خواستم او را نصيحت کنند، حتي مشاوره هم رفتم. اما انگار توبهي گرگ مرگ است. به همين دليل تصميم به جدايي گرفتم تا حداقل از دست اذيت و آزارهايش راحت شوم. اما او مي گويد: تنها در صورتي حاضر به جدايي مي شوم که مهريه ات را ببخشي. البته اين را هم يادآور مي شود که من تمايل چنداني به زندگي با تو ندارم، اما دلم براي پول و مالم مي سوزد و نمي گذارم به تو برسند. من هم که ديگر طاقت اين زندگي را ندارم، مجبورم مهريه ام را ببخشم و خودم را نجات دهم. هر چند در دل حتي يک سکهي آن را نميبخشم. اگر مهريه ام خانه يا زمين بود که به نامم شده بود، شايد الان چيزي داشتم، اما حالا بايد سربار خانواده باشم و خدا ميداند که چه اتفاقاتي برايم پيش خواهد آمد... مدير سازمان ملي جوانان کرمان مي گويد: مهريه بايد براساس رضايت و توافق طرفين ازدواج باشد و ديگران فقط نقش مشورتي دارند. خانواده ها هم بايد بدانند اگر تصميم به خود زوجين واگذار شود، آن ها منطقي تر و با توجه به توانايي ها و شأن يکديگر ميزان مهريه را تعيين مي کنند. محسن روحي مي افزايد: بايد به جاي استفاده از مهريه به عنوان عامل دفاعي، زن و مرد را به حقوق خود آشنا کرد. زنان بايد از حقوق خودشان مطلع باشند و اطلاعات لازم در مورد حقوق ضمن عقد خود را کسب کنند. آن ها با کمک شروط ضمن عقد مي توانند خواستههاي خود در بحث مسکن، تحصيل، جابه جايي، نگهداري فرزند و موارد ديگر را به دلخواه خود تعيين و مشخص کنند. وي مي گويد: مهريه بايد منطقي باشد. مردي که مهريه را پذيرفته است، بايد آن را بر طبق شرع بدهد. شرع اسلام مي گويد: مهريه بايد پرداخت شود به گونه اي که اگر شخصي به نيت ندادن مهريه فردي را به عقد خود درآورد، آن عقد باطل است؛ پس اگر مسلمانيم بايد طبق شرع مهريه را پرداخت کنيم. شهيد آيت الله مطهري نيز در بخشي از کتاب حقوق زن در اسلام مي گويد: «در گذشته وقتي که مردي نسبت به زنش دلسرد و بي ميل مي شد، او را در مضيقه و شکنجه قرار مي داد و هدفش اين بود که با تحت شکنجه قرار دادن او را به طلاق راضي کند و تمام يا قسمتي از آنچه به عنوان مهريه به او داده است را از او پس بگيرد که قرآن کريم در اين باره مي فرمايد: «ولاتعضلوا هن لتذهبوا ببعض ما آتيتموهن» يعني زنان را به خاطر اينکه چيزي از او بگيريد و قسمتي از مهري که به آنها داده ايد جبران کنيد، تحت مضيقه و شکنجه قرار ندهيد.» ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
88/01/17ساعت 12:2 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
مهريه: مهريه يا صداق مالي است که زن در اثر ازدواج مالک آن و مرد ملزم به پرداخت آن به زن مي شود و اکثراً آن را هبه يا هديهي بلاعوض مي دانند که واجد ارزش نمادين است. مهريه و وجوب پرداخت آن از سوي مرد به زن يکي از مسائل اجتماعي و شرعي است که از گذشته هاي دور به شکلهاي مختلف وجود داشته و شريعت اسلام نيز ضمن تأييد آن، نگاه جاهلانهي عصر جاهليت به اين امر را تغيير داده و آن را تصحيح کرده است. در صدر اسلام معمول بوده است که مرد هرچه به عنوان مهر متعهد مي شد را نقداً مي پرداخت. همانگونه که حضرت علي (ع) مهريه فاطمه (س) را قبل از نکاح مي پردازد و پيغمبر نيز از همان مهريه براي فاطمه (س) جهيزيه تهيه مي کند. اما امروز برخلاف صدر اسلام، مرد مبلغي را طبق عقد به عنوان مهر به عهده مي گيرد و معمولاً آن را نمي پردازد. زن نيز در اکثر موارد آن را مطالبه نمي کند مگر وقتي که اختلاف و مشاجره اي پيش آيد که البته در بعضي موارد نيز پرداخت مهريه با ترفندها و بهانه هاي گوناگون صورت نمي گيرد. شايد يکي از دلايل عدم پرداخت مهريه در جامعهي امروزي بالا بودن آن است. گاه اين مبلغ آنقدر زياد است که نه تنها اموال مرد بلکه اموال خانوادهي او هم گوشهاي از آن را تأمين نمي کند و آنجاست که مرد عکس العمل هاي مختلفي نشان داده و به راههاي متفاوتي براي پرداخت مهريه دست مي زند. گروهي با تحت فشار قرار دادن همسر، آزار و اذيت او عرصهي زندگي را بر او تنگ کرده و او را مجبور به بخشش مهريه مي کنند. گروهي ديگر تمامي اموال خود را به نام يکي از بستگان خود ميکنند تا به بهانهي نداشتن مال و املاک، از پرداخت مهريه جلوگيري کنند؛ دستهاي ديگر با تهمت زدن هاي ناروا به زن او را از حقوق طبيعي خود محروم مي کنند. در اين ميان مرداني نيز وجود دارند که خواهان پرداخت مهريه هستند، اما توانايي پرداخت آن را ندارند که يا با درخواست زن به زندان رفته و يا مهريه را قسط بندي نموده تا اين دين را اداء کنند. همهي اين ها در حالي صورت مي گيرد که قرآن کريم هر رسمي را که موجب تضييع مهر زنان شود منسوخ کرده است. از سوي ديگر خانواده هاي دختران نيز با مشاهدهي برخي بي تعهديها و عدم پايبندي ها به مسايل خانوادگي و استحکام نداشتن بعضي خانواده هاي امروزي، براي جلوگيري از بروز مشکلات احتمالي در آينده و با هدف ايجاد پشتوانهي مالي و يا به عنوان عاملي براي دفاع از دختران در هنگام بروز مشکلات، مهريه هاي سنگيني را پيشنهاد مي دهند. البته خانواده هايي هم هستند که براي پاسخ دادن به خودخواهي هاي درون خود و از روي حسادت و چشم و هم چشمي، با وضع مهريه هاي نامعقول، شرايط ازدواج را سخت و ناممکن مي کنند. سنگ بزرگ علامت نزدن است از آنجا که در حال حاضر نظرات متفاوتي دربارهي مهريه و ميزان آن وجود دارد، به سراغ افراد مختلف رفتهايم تا نظرات آنها را در اين باره جويا شويم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
88/01/17ساعت 11:51 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
در گذشته ی ایران باستان، مراسم شادباش نوروزی تا بیست و یکم فروردین ادامه داشته ولی امروز به سیزده روز کاهش یافته است. در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی و هنگامی که سبزه از زمین میروییده است و گندم و حبوبات سبز میگشتند، در روز سیزدهم که به ایزد باران (فرشته موکل بر باران در اساطیر باستان و در اسطورههای ایرانی) تعلق داشت ،مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها میرفتند و به شادی و پایکوبی میپرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند مینمودند. اکنون نیز ایرانیان در بامداد روز سیزدهم فروردین ماه سفره نوروزی را بر چیده و خوردنیهای نوروزی خود شامل شیرینی، آجیل و ... باقی مانده در سفره نوروزی را همراه سبزه با خود برداشته و به دامان طبیعت میروند. آنگاه سبزه سفره هفت سین را به دشت و صحرا برد و در کنار چشمههای آب روان، در کنار جویبارها و رودها و ... به آب روان میسپارند و آرزو میکنند سالی پر از برکت، خرمی، سرسبزی داشته باشند و تا عصر و غروب روز سیزده فروردین که سیزده بدر نامیده شده بیرون از خانهها در دامان طبیعت در بین سبزه و دشت و صحرا به شادی تفریح میپرازند و بعد از غروب به خانههای خود باز میگردند تا فعالیتهای خود را در سال جدید و بعد از تعطیلات نوروزی با روحیهای شاداب و انرژی دوباره آغاز کنند. با امید سالی پر از موفقیت و زیبایی |
|
+ نوشته شده در
88/01/13ساعت 19:36 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
امروز همراه مهمانان نوروزی رفته بودم بازدید از موزه های کرمان. آخرین مکان هم موزه ی مردم شناسی زرتشتیان کرمان بود.گوشه ای نشستم تا آنها از اطراف موزه بازدید کنن وعکس بگیرن. ورود یه خانم محجبه همراه همسر و دو فرزندش به آتشکده و پرسش های پی در پی این بانو در مورد دین و آیین زرتشتی همه را کنجکاو کرده بود. راستش من هم کنجکاو شدم و به حرف های خانم گوش دادم.خانم که کرمانی هم نبود، رو به مسئول آتشکده می گفت که توی دین ما گفته شده که باید دین ومذهب با تحقیق و اختیار انتخاب بشه. به همین دلیل و با توجه به اینکه بچه هام به سن تکلیف نزدیک می شن دارم تحقیق و اطلاعاتی از ادیان مختلف جمع آوری می کنم و در اختیارشون قرار می دم .اماکن مذهبی را نشونشون می دم تا اگاهانه دینشونو رو انتخاب کنن. واقعا جالب بود .تا آنجایی که من می دونم اکثر پدر و مادر های امروزی آنقدر درگیر کار وتامین مخارج زندگی هستند که اصلا وقت رسیدگی به مسائل روزمره بچه ها رو هم ندارن چه برسه به تحقیق و جمع آوری اطلاعات اونهم در این موارد . البته شاید این دسته از افراد زیاد باشه و من خبر نداشته باشم و به همین دلیل برام جالب بود .اما واقعیت اینه که اگاهیهای ما از همه ی مسائل زندگی و دینی سطحی و کمه و شاید اصلا زحمت تحقیق به خودمون نمی دیم . گاهی اوقات هم این قدر متعصب هستیم که حاضر نیستیم حرفی غیر از حرف خودمون بزنیم . خلاصه خانم گفت: من به یقین رسیدم و دین اسلام رو آگاهانه و با تحقیق به عنوان دین برتر انتخاب کردم . فرزندانم هم باید با تحقیق به یقین برسن .
درس خوبی بود. |
|
+ نوشته شده در
88/01/09ساعت 18:41 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من فاطمه نخعی فر خبرنگار اجتماعی، در این وبلاگ سعی کردم علاوه بر دل نوشته ها،مسائل اجتماعی روز که اخبارشان توسط خودم تهیه شده است، را مطرح کنم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار اجتماعي اخبار سياسي اخبار فرهنگي مقالات اجتماعي مقالات فرهنگي اخبار علمی اخبار هنری اخبار ورزشی عکس های گرفته شده توسط خودم گزارش اجتمایی دل نوشته |
|
RSS
|