![]() |
![]() |
|
| خبرنگار اجتماعی |
|
گزارشي در رابطه با چکهاي برگشتي زندان جاي بزهکار است نه بدهکار متأسفانه هنوز در جامعهي ما آگاهي و اطلاع کامل در خصوص «چک و مباحث قانوني» آن وجود ندارد و به همين دليل افراد بدون فکر و اطلاع از عواقب کار خود، اقدام به صدور چک ميکنند. اين افراد به سادگي و با يک امضا، آبرو و اعتبار چندين و چند سالهي خود را از دست ميدهند و با ورود به زندانهاي کشور، علاوه بر وارد آمدن آسيبهاي روحي و اجتماعي فراوان براي خود و خانوادهشان (نظير از دست رفتن آبرو و حيثيت خانوادگي و با به وجود آمدن سابقهي کيفري و سوءپيشينه)، از نظر اقتصادي هم به دولت ضرر رسانده و هزينههاي زيادي به جامعه تحميل ميکنند. به نظر ميرسد، همان گونه که آمار تصادفات، با فرهنگ سازي صورت گرفته در مورد بيمه کردن بدنهي اتومبيل، بيمهي شخص ثالث، احتياط در رانندگي و نيز کنترل شديد جادههاي برون و درون شهري، نسبت به سالهاي گذشته کاهش داشته است، در مورد چک نيز بايد فرهنگسازي لازم صورت بگيرد. افراد بايد از قوانين و مباحث حقوقي چک آگاه و نيز از عواقب صدور چکهاي بلامحل مطلع شوند و بدون داشتن موجودي يا سرمايهاي مطابق با مبلغ چک صادر شده، يا بدون کار کارشناسي شده و تحقيق، به اميد به دست آوردن پول در تجارتها و معاملات خود، اقدام به صدور چک ننمايند. همچنين از آنجا که بعضي از زندانيان جرايم غير عمد به خاطر دادن چکهاي ضمانتي براي دوستان، آشنايان و نزديکان خود در زندان به سر ميبرند، لازم است افراد بدون دريافت سند، مدرک و يا چک هم مبلغ با چک ضمانتي خود از فرد متقاضي، اقدام به چنين کاري نکنند. به طور کلي با توجه به اينکه زندان جاي بزهکار است نه بدهکار، ميتوان با فرهنگ سازي صحيح توسط ارگان هاي فرهنگي و آموزشي و نيز با آگاهسازي و اطلاع رساني به افراد جامعه، تعداد زندانيان محکوم به پرداختهاي مالي را کاهش داد و از وارد آمدن آسيبها و اثرات و تبعات منفي و زيان بار اين امر، به خانوادهها و جامعه جلوگيري کرد. زيرا زنداني کردن محکومان جرائم مالي در حالي که توانايي پرداخت بدهي خود را ندارند، نه تنها دردي را دوا نميکند، بلکه باعث از دست رفتن آبرو و اعتبار خانوادگي افراد، از هم گسيختگي خانوادهي آنها و نيز وارد آمدن ضررهاي اقتصاي به پيکرهي جامعه ميشود. متأسفانه در حال حاضر تعداد زندانيان محکوم به پرداختهاي مالي در حال افزايش است و به همين دليل بايد پيشگيري را جايگزين درمان کرد. امان از رفيقان نارفيق اينجا زندان کرمان است. مرد جوان، ورزشکار به نظر ميرسد. از نظر ظاهري هيچ شباهتي به بزهکاران ندارد. آرام و مؤدب روبرويم مينشيند و ماجراي زنداني شدنش را اينگونه تعريف ميکند: «سي سال سن دارم. از هشت سالگي با رضا همسايه و همکلاسيام آشنا شدم. دوستي من و رضا از آن سال شکل گرفت. من و او مانند دو برادر با هم صميمي بوديم. اين دوستي سالها ادامه داشت و به خانوادهها هم کشيده شد. بعد از ازدواج هر کدام از ما نيز اين ارتباط خانوادگي و دوستي پا بر جا ماند تا اينکه يک سال پيش رضا ورشکست شد و کلي قرض و بدهي بالا آورد. او براي پرداخت بدهي خود، اقدام به گرفتن پول از شخصي کرد. آن شخص هم در قبال پرداخت اين پول از رضا چکهاي ضمانتي خواسته بود. از آنجا که رضا برايم مانند برادر نداشتهام بود و خيلي به او اعتماد داشتم، ضامن او شدم و براي کمک به بهترين دوستم، به جاي او چک دادم؛ آنهم به مبلغ 25 ميليون تومان. رضا به من قول داده بود سر موعد چکها، تمام پول را به حساب آن شخص واريز کند و چکهاي مرا پس بگيرد. من هم که يک درصد احتمال اينکه او به وعدهي خود عمل نکند، به ذهنم خطور نميکرد، قبول کردم تا اينکه موعد چکها فرا رسيد. رضا ناگهان غيبش زد. انگار به زمين فرو رفته بود. من ماندم و 25 ميليون تومان بدهي. شخصي که رضا از او پول گرفته بود، وقتي که فهميد رضا قصد پول دادن به او را نداردادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
88/02/26ساعت 8:27 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من فاطمه نخعی فر خبرنگار اجتماعی، در این وبلاگ سعی کردم علاوه بر دل نوشته ها،مسائل اجتماعی روز که اخبارشان توسط خودم تهیه شده است، را مطرح کنم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار اجتماعي اخبار سياسي اخبار فرهنگي مقالات اجتماعي مقالات فرهنگي اخبار علمی اخبار هنری اخبار ورزشی عکس های گرفته شده توسط خودم گزارش اجتمایی دل نوشته |
|
RSS
|