![]() |
![]() |
|
| خبرنگار اجتماعی |
|
قهوهخانه که در ايران نام چايخانه براي آن صحيحتر به نظر ميرسد، حدود 400 سال قدمت دارد. قهوهخانه در ابتدا جايي براي نوشيدن قهوه و چاي و يا خوردن ناهار و شام بوده است، اما بعدها اموري مانند اطلاع رساني، نشر افکار و اخبار اجتماعي، اقتصادي و سياسي و سرگرميهايي نظير مديحهسرايي، نقالي، شاهنامه خواني، غزلخواني، سخنوري و مشاعره در آن جايگاهي پيدا کرد و اين مکان به عنوان يک نهاد با اهميت از لحاظ فرهنگي معرفي شد و رونق گرفت. اما با گذشت زمان و مدرنيزه شدن زندگي و نيز با تغييرات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه و وارد شدن رسانههاي گروهي مانند راديو و تلويزيون کم کم قهوه خانهها خلوت، منزوي و متروک شدند تا حدي که در دورهاي قهوهخانهها به سالنهاي کثيف و کهنه با وسايل فرسوده و مستعمل تبديل و در برگيرنده ي روابط اجتماعي ناهنجار، برخوردهاي زشت، تجمع معتادان و بزهکاران و از آن دست افراد شدند و به اين ترتيب قهوهخانه ها از رونق افتادند. شايد يکي از عوامل داشتن ذهنيت بد افراد نسبت به قهوهخانهها، همين ورود افراد ناباب و برخوردهاي ناهنجار اجتماعي است. در دهه هاي اخير نيز با ورود کافيشاپ به کشور، بار ديگر مکاني براي تجمع افراد، اين بار از نوعي ديگر و با مسلکي متفاوت از مسلک قهوهخانه ها راهاندازي شد. کافيشاپها به دليل داشتن مؤلفه هاي جوان پسند و امروزي، مشتريان زيادي را به خود جذب کردند و اين مکانها جاي قهوهخانه ها را در بين برخي از افراد به خصوص جوانان گرفتند. با اين حال به دليل احساس نياز افراد (در زندگيهاي ماشيني امروز) به وجود مکانهايي براي تجمع و گفتگو با يکديگر و نيز به دليل تمايل افراد براي بازگشت به زندگيهاي قديمي و سنتهاي گذشته، موجب شده است که برخي از قهوهخانههاي ديروزي احيا شود و يا شکل جديدي از آنها تحت عنوان چايخانههاي سنتي (که بر خلاف قهوهخانهها ورود زنان به آنها آزاد است) ايجاد شود تا مردم ساعتي را در اين مکانها بياسايند و از زندگي ماشيني و مدرن و هياهوي آن جدا شوند. بر اين اساس طي گزارشي نظرات افراد مختلف در خصوص قهوهخانه و کافيشاپ و مضرات و مزاياي آنها را جويا شديم که از نظرتان ميگذرد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
88/04/20ساعت 10:14 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
مقدمه: پدر و مادر که از ارکان اصلي يک خانواده محسوب ميشوند، نقش بسيار مهمي در تربيت، تعليم و سلامت جسمي، روحي و رواني فرزندان خود دارند. در واقع فرزندان بيشترين تأثير پذيري را از والدين و خانوادهاي که در آن پرورش يافتهاند، دارند و محصول تربيت خانواده هستند. بيشک کجرويها و آسيبهاي اجتماعي نظير فرار از منزل، اعتياد و دزدي در خانوادههايي که والدين سالم دارند، کمتر از خانوادههايي است که والد يا والدين و يا ساير اعضاي خانواده، خلافکارند. تحقيقات نشان ميدهد افرادي که در خانوادههاي بزهکار زندگي ميکنند، به دليل قرار گرفتن در محيط خانوادگي از هم پاشيده، نابسامان و متشنج، رشد اجتماعي خوبي ندارند و افرادي با مهارتها و اعتماد به نفس پايين و مشکلات روحي و رواني فراوان هستند. معمولاً کودکان خانوادههاي بزهکار، استعدادهاي بالقوهي فراواني براي بزهکاري دارند و بسته به شرايط زندگي، محيط اجتماعي و طرز رفتار والدين و ساير افراد خانواده به نيروهاي بالفعل تبديل شدهاند و در اکثر موارد هم در گرداب خانوادهي خود فرو روند و از نعمت سلامت اجتماعي و فردي محروم ميشوند و سلامت خود و جامعه را به خطر مياندازند. يکي از مواردي که منجر به بزهکاري و اعتياد فرزندان ميشود، خريد و فروش مواد و يا مصرف مواد مخدر توسط والد يا والدين آنها است. سردي و نابساماني، هرج و مرج و بيانضباطي، پايبند نبودن به اجراي قانون، ارزشها و اصول اخلاقي و اجتماعي، بيتوجهي به احساسات و نيازهاي فرزندان خصوصاً در دوران بلوغ و نوجواني و نيز کوتاهي در انجام وظيفه و مسئوليتهاي اعضاي خانواده، در خانوادههايي که والد يا والدين معتاد و قاچاقچي مواد مخدر دارند، از عوامل روي آوردن فرزندان به رفتارهاي ضد اجتماعي و بزهکاري است. آنچه مسلم است خانواده بزرگترين حامي و پناهگاه فرزندان است و اگر وظايف خود را به درستي انجام دهد و کودکان را در مسير صحيح هدايت کند، ميتواند فرزنداني سالم تحويل جامعه دهد. در مورد خانوادههاي بزهکار هم در بسياري از موارد با تغيير شرايط خانواده و فراهم نمودن محيط تربيتي مساعد و مناسب و حمايت نهادهاي اجتماعي ميتوان فرزندان را از خطرهاي اجتماعي و انواع انحرافات دور نگاه داشت. بعد از خانواده نيز محيط مدرسه با انجام کارهايي نظير آموزش مهارتهاي زندگي و توانايي مقابله با مشکلات، مشاوره دادن به دانشآموزان و پر کردن اوقات فراغت افراد، ميتواند در کاهش آسيبهاي اجتماعي موثر باشد. از آنجا که خانوادههاي سالم جامعهي سالم را ميسازند، ضروري است که دولت هم علاوه بر آسيبشناسي و آموزش خانوادهها، نقش حمايتي خود را به خوبي ايفا کند و به کمک اين کودکان بيگناه که در چنين خانوادههايي قرار ميگيرند، بشتابد و آنها را دريابد. در حال حاضر در کشور ما مانند کشورهاي ديگر نهادهايي مانند کميتهي امداد و سازمان بهزيستي، دست به دست هم دادهاند تا از خانوادههايي که در معرض آسيبهاي اجتماعي قرار دارند (خصوصاً فرزندان آنها) حمايت کنند. گرچه اقدامات انجام شده توسط نهادهاي مختلف تا رسيدن به نقطهي مطلوب فاصله دارد، اما شروع و گامي خوب در اين راه است که نيازمند همکاري همه دستگاههاي مرتبط و تک تک افراد جامعه است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
88/04/18ساعت 9:14 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من فاطمه نخعی فر خبرنگار اجتماعی، در این وبلاگ سعی کردم علاوه بر دل نوشته ها،مسائل اجتماعی روز که اخبارشان توسط خودم تهیه شده است، را مطرح کنم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار اجتماعي اخبار سياسي اخبار فرهنگي مقالات اجتماعي مقالات فرهنگي اخبار علمی اخبار هنری اخبار ورزشی عکس های گرفته شده توسط خودم گزارش اجتمایی دل نوشته |
|
RSS
|