![]() |
![]() |
|
| خبرنگار اجتماعی |
|
ديرزماني است که افراد ديگر صبر و حوصلهي گذشته را ندارند. خيلي وقت است که زود از کوره در ميرويم و سر يکديگر داد ميکشيم و توهين ميکنيم. انگار نه انگار که طرف دعوا و مشاجرهي ما، بزرگتر و سن و سالي از او گذشته است. همين قدر که خشم خود را با پرخاشگري و قدرت خود را با دعوا و زد و خورد به رخ اطرافيان بکشيم، کافي است. انگار گذشت، فداکاري و صبوري هم، هر روز کمرنگتر ميشود. معلوم نيست پنج دقيقه بيشتر يا کمتر توي صف ماندن يا پشت چراغ قرمز ايستادن، چقدر در انجام کارهاي ما اثر دارد که اگر کوچکترين مسئلهاي در حين رانندگي يا کارهاي روزانهمان پيش آيد، چنان قشقرقي راه مياندازيم که ديدني است. شايد شما هم تا به حال هنگام عبور از خيابان يا گذر از پارکها و کوچهها، شاهد نزاع و درگيري افراد با يکديگر بودهايد. اين نزاعها که به آنها دعواهاي خياباني هم گفته ميشود، هر روز به دلايل و انگيزههاي مختلف در سطح جامعه رخ ميدهند و اغلب آنها نيز بر سر مسائل پيش پا افتادهاي که با يک گذشت کوچک حل ميشوند، اتفاق ميافتند که متأسفانه گاهي منجر به وقوع پيشامدهاي ناخواستهاي مانند نقص عضو و يا قتل افراد ميشوند. دعواهاي خياباني معمولاً بر سر مسائلي مانند دريافت کرايه از مسافران، رعايت نکردن نوبت، متلک پراني و مزاحمتهاي خياباني و يا اغلب در حين رانندگي در مواقعي مانند پيچيدن، سبقت گرفتن و پارک خودرو صورت ميگيرد. شايد بتوان گفت: اين نزاعها بيشتر توسط جوانان بين سنين 16 تا 35 سال که داراي هيجانات و غرور دورهي جواني و احساسات دروني هستند، ديده ميشود. به خصوص زماني که فرد در ميان دوستان خود يا جمعيت قابل ملاحظهاي قرار دارد و براي نشان دادن برتري خود بر سايرين، با ديگران درگير ميشود. اين در حالي است که افراد مسن کمتر وارد اين نزاعها ميشوند و دليل آن هم صبر و تجربهي آنها است. اکثر نزاعها به دليل مرتکب شدن يک خطا توسط فرد مقابل (از ديد دو طرف)رخ ميدهد و با رد و بدل شدن دشنامهايي شروع ميشود و با زد و خورد اوج ميگيرد. اين نزاعها ناشي از بروز عصبانيت و عدم کنترل رفتار و حرکات هستند و اغلب به اين علت رخ ميدهند که آستانهي صبر و تحمل بعضي افراد کم است و حاضر به کنترل صحيح عصبانيت خود نيستند. با اين حال عصبانيت به خودي خود يک حالت هيجاني و از احساسهاي طبيعي است که از لحاظ شدت ميتواند خفيف، شديد و يا ويرانگر باشد. خشم و عصبانيت وقتي از کنترل خارج ميشود، مضر است و ميتواند ويرانگر و خطرناک باشد. بعضي افراد نميدانند چگونه بايد خشم خود را کنترل کنند و به همين دليل آسيبها و مشکلات زيادي براي خود و ديگران به وجود ميآورند. البته اين افراد گاهي اوقات بعد از آرام شدن از رفتار خود پشيمان ميشوند. به هر صورت منظور از کنترل عصبانيت اين نيست که عصبانيت خود را فراموش و يا پنهان کنيم. چون اين کار نيز خطراتي دارد، بلکه منظور اين است که عصبانيت خود را درک کنيم و با مشکلي که ما را عصباني کرده است، به شيوهاي درست برخورد کنيم. اگر دقت کرده باشيد حوادث خشونتبار و نزاعهاي خياباني در جامعهي امروز ما نسبت به گذشته و زمان پدربزرگها و مادربزرگها رو به افزايش است و کنترل اعصاب، مهار صحيح خشم و حفظ خونسردي مشکل شده است و افراد به سرعت عصباني ميشوند و از کوره در ميروند. اينکه چرا به سرعت عصباني ميشوم و به نزاع، پرخاشگري و درگيري با ديگران ميپردازيم و يا چرا امروزه کنترل اعصاب و حفظ خونسردي مشکل شده است و افراد به سرعت عصبي ميشوند؟ موضوع گزارش اين هفتهي ماست که در آن سعي کردهايم به بررسي دلايل روانشناسي و جامعهشناسي پرخاشگري بپردازيم.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
88/06/09ساعت 11:5 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من فاطمه نخعی فر خبرنگار اجتماعی، در این وبلاگ سعی کردم علاوه بر دل نوشته ها،مسائل اجتماعی روز که اخبارشان توسط خودم تهیه شده است، را مطرح کنم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار اجتماعي اخبار سياسي اخبار فرهنگي مقالات اجتماعي مقالات فرهنگي اخبار علمی اخبار هنری اخبار ورزشی عکس های گرفته شده توسط خودم گزارش اجتمایی دل نوشته |
|
RSS
|