تبليغاتX
کرماندخت
خبرنگار اجتماعی

 

 ارابه‌هاي مرگ، همچنان در جاده‌هاي کشور

بوي خون، صداي شيون و ناله، فضا را پر کرده است. سر و صورت‌هاي زخمي، متورم، کبود و خوني، دست و پاهاي گچ گرفته و بدن‌هاي باند‌پيچي شده، دل هر کسي را به درد مي‌آورد. صداي ناله‌ي هر بيماري که بلند مي‌شود، رنگ و روي همراهي‌اش عوض مي‌شود. پشت درب ICU و CCU، کنار بيماران در کما فرو رفته، همراهان آرزوي تکان و حرکتي، مبني بر زنده ماندن بيمار خود مي‌کنند.

اينجا يکي از اورژانس‌هاي تصادفات استان است. از هر اتاقي، صداي شيون و ناله مي‌آيد. با هر کدام هم که صحبت مي‌کني، از سرعت و سبقت غير مجاز و رانندگي در خواب‌آلودگي گلايه مي‌کند، مي‌نالد و اظهار پشيماني مي‌نمايد.

تصادفات جاده‌اي و ترافيکي، يکي از شايع‌ترين حوادث و سوانحي است که سالانه جان بسياري از مردم جهان را به خطر مي‌اندازد. کشور ما ايران، از اين نظر يکي از کشورهاي داراي بيشترين تصادفات و مرگ مير ناشي از آن است. امروزه افزايش جمعيت شهرها و تمايل به استفاده از وسايل نقليه‌ي شخصي، باعث افزايش ترافيک و تصادفات شده است که اين افزايش تصادفات، باعث افزايش هزينه‌هاي مستقيم (مانند هزينه هاي درماني ناشي از تصادفات و مراقبت از مصدومان و معلولان حادثه) و غير مستقيم (نظير ايجاد مشکلات رواني و افسردگي در افراد خانواده و از دست دادن نيروي کار فعال به صورت دائم و موقت) مي‌شود.

کارشناسان راهنمايي و رانندگي سه عامل انسان (راننده يا عابر) راه (درون و برون شهري) و وسيله‌ي نقليه را از عوامل مهم و اصلي تصادفات مي‌دانند.

آنها معتقدند، اصلي‌ترين عامل تصادفات در جاده‌هاي کشور ما، عامل انساني (85 درصد) است. زيرا انسان در دو مورد عابر پياده با در نظر نگرفتن قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي و عدم دقت در هنگام عبور از خيابان و راننده با بي‌توجهي به قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي و علائم راهنمايي مانند تابلوها و خط‌کشي‌ها، عدم شناخت، اداره و هدايت وسيله‌ي نقليه، انجام تخلفات عمدي، خواب‌آلودگي، خستگي، مشکلات روحي و اعتياد، درصد وقوع تصادفات را افزايش مي‌دهد.

+ نوشته شده در  88/06/30ساعت 11:39  توسط فاطمه نخعی فر | 

 

نذرتان وقتي بوي عشق مي‌دهد که...

پرده‌ي اول:

چند هفته است که دنبال خريد مواد و وسايل سفره‌ي نذري هستي. مي‌خواهي براي نذري که کردي، از بهترين مواد و مرغوب‌ترين آنها استفاده کني. دقت مي‌کني کسي از مهمان‌ها از قلم نيفتد. عمه، عمو، خاله و دايي، همه و همه بايد در مراسم سفره‌ي نذري تو شرکت کنند. حساب که مي‌کني، هزينه‌اي که براي سفره‌ي نذري کردي، بالغ بر 200 هزار تومان شده است. خوشحالي از اينکه همه چيز مرتب است و تو هم به نذرت عمل کردي و از هيچ چيز کم نگذاشتي. سفره‌ي نذري پهن مي‌شود و مهمان‌ها يکي يکي مي‌آيند. در آخر هم با گفتن «نذرت قبول» از تو خداحافظي مي‌کنند.

هنوز يکي دو روز نگذشته است که از دور و نزديک مي‌شنوي «دستت درد نکند، خيلي خوب بود. ولي اگر کمي سبزي آش کمتر بود، بهتر بود»، «شيريني که گرفتي خوب بود، ولي براي اين مراسم‌، شيريني تر نمي‌خرند.»، «شله زرد، زيادي شيرين شده بود»؛ اينجاست که احساس مي‌کني اين نذر، تو را راضي نکرده است. مي‌فهمي جاي خيلي‌ها سر اين سفره خالي بود.

حاج عمو بهترين تالار شهر را براي افطاري دادن گرفته است. زلوبيا، باميه و خرماي درجه‌ي يک، چند نوع شيريني، انواع ميوه‌ها، ميزهاي آراسته به انواع غذاها، سوپ‌ها، سالادها و دسرها، همه سفارشي تهيه و چيده شده است تا بهترين افطاري داده شود. حاج عمو معتقد است از آنجا که افطاري دادن ثواب دارد، بايد با دل و جان خرج و بهترين پذيرايي را کرد. ميهمانان مي‌آيند با لباس‌هاي فاخر و اتومبيل‌هاي گران قيمت.

مراسم افطاري برگزار مي‌شود و آخر مهماني هم باقي‌مانده‌هاي غذا که با آنها مي‌شود حداقل سي چهل نفر گرسنه را سير کرد، به درون سطل‌هاي زباله ريخته مي‌شود.

پرده‌ي دوم

دست‌هاي پينه‌بسته‌ي زهرا، چشم‌هاي گود افتاده و صورت تکيده‌اش، نشان‌دهنده‌ي سال‌ها رنج و زحمت است. با اينکه 35 سال بيشتر ندارد، اما 10 سال پيرتر به نظر مي‌رسد. ظرف‌شويي و رخت‌شويي در خانه‌هاي مختلف، ديگر رمقي در دست‌ و پاهاي او نگذاشته است. از روزي که شوهرش را از دست داده است، بار زندگي خود و سه فرزندش را به تنهايي به دوش مي‌کشد. نه درآمدي، نه ارثي و نه هيچ حمايتي از طرف خانواده‌ها که آنها هم وضعشان بهتر از زهرا نيست. شوهرش هم که نه بيمه بوده و نه شغل ثابتي داشته است که در نبودنش، کمکي براي زهرا باشد.

اما درد زهرا، درد جسمي نيست. دردي که او را از پا در آورده است، درد نداري، گرسنگي فرزندان و بي‌لباسي آنهاست. درد عقب افتادن کرايه‌ي اتاق 12 متري نمور و تاريکي است که چهار نفر را در خود جاي داده است و اگر همين طور پيش برود،‌آن را هم از دست خواهد داد و آواره‌ي کوچه و خيابان مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/30ساعت 11:38  توسط فاطمه نخعی فر | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من فاطمه نخعی فر خبرنگار اجتماعی، در این وبلاگ سعی کردم علاوه بر دل نوشته ها،مسائل اجتماعی روز که اخبارشان توسط خودم تهیه شده است، را مطرح کنم.

نوشته های پیشین
88/09/08 - 88/09/14
88/08/08 - 88/08/14
88/07/22 - 88/07/30
88/06/22 - 88/06/31
88/06/05 - 88/06/21
88/06/08 - 88/06/14
88/06/01 - 88/06/07
88/04/22 - 88/04/31
88/04/05 - 88/04/21
88/03/22 - 88/03/31
88/03/05 - 88/03/21
88/02/22 - 88/02/31
88/01/22 - 88/01/31
88/01/05 - 88/01/21
88/01/08 - 88/01/14
88/01/01 - 88/01/07
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/11/05 - 87/11/21
87/10/05 - 87/10/21
87/09/05 - 87/09/21
87/09/01 - 87/09/07
87/08/08 - 87/08/14
87/07/05 - 87/07/21
87/07/08 - 87/07/14
87/07/01 - 87/07/07
87/06/22 - 87/06/31
87/06/05 - 87/06/21
87/06/08 - 87/06/14
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/05/05 - 87/05/21
87/04/05 - 87/04/21
87/04/08 - 87/04/14
87/04/01 - 87/04/07
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
86/12/22 - 86/12/29
آرشیو موضوعی
اخبار اجتماعي
اخبار سياسي
اخبار فرهنگي
مقالات اجتماعي
مقالات فرهنگي
اخبار علمی
اخبار هنری
اخبار ورزشی
عکس های گرفته شده توسط خودم
گزارش اجتمایی
دل نوشته
پیوندها
خبرنگارساده(ميلادمقيمي‌زاده)
دل نوشت(محمد مهدي نخعي فر)
عبور نوشته های مسعود یارضوی
سيامول
دایره طلایی وبلاگ کشتی نویس استان کرمان
مفشو اردشیر غفار بيگي
كرمان خبر
تك به تك(سعيد قرايي)
كتيبه زخم نوشته هاي مرتضي دلاوري پاريزي
پيامبران كاغذي(محمدصالح رزم حسيني)
يادنوشت محمد لطيف كار
فرياد بي صدا
صحنه ي يكتا(احمد احمدي نژاد)
انديشه فردا
naghshezaman
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM