تبليغاتX
کرماندخت
خبرنگار اجتماعی
چه شب هایی این شب ها... احساس می کنم به خدا نزدیک تر از همیشه ام ... احساس می کنم بی واسطه با خدا حرف می زنم... شاید همین احساس خوبه که منو این بار تا سحر بیدار نگه می داره، لذت شب های قدر را دو چندان می کنه...و کلمات زیر را بر زبانم جاری می سازد....

 خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه  لحظه ی نیایش خویش ،ما را از یاد نبرند....

+ نوشته شده در  88/06/20ساعت 23:27  توسط فاطمه نخعی فر | 
 هفته ای که گذشت هفته ی کاری هنری خیلی خوبی بود. هر چند خستگی زیادی هم در برداشت.ولی  بالاخره فرصتی پیدا کردم تا توی سال ۸۸ کمی از کارای مورد علاقمو انجام بدم .شروع آموزش دف نوازی زیر نظر استاد توحیدی،ارتقای سطح نقاشی ،تفسیر مثنوی مولانا به کمک اساتید و آخری هم بازی توی یک فیلم کوتاه برای حوزه ی هنری.

اما یک جای تاسف داشت ،اونم اینکه توی کشور ما بین تحصیلات دانشگاهی و علایق افراد و در اکثر موارد شغلشون فاصله و تفاوت وجود داره... انتخاب رشته صرفا برای گذشتن از سد کنکور، انتخاب شغل برای رفع بیکاری و....

امید اینکه حداقل نسل بعدی با این مشکلات مواجه نباشند... 

+ نوشته شده در  88/06/07ساعت 0:40  توسط فاطمه نخعی فر | 
تقدیم به همه ی مادران (به مناسبت روز مادر) خصوصا"مادرانی که در خانه ی سالمندان یا بیمارستان ها هستند و یا به نحو دیگری در سختی وعسرت هستند:

عصاره همه ی مهربانی ها،تویی....

ریشه وقلب هر خانه تویی...

اولین وبا شکوه ترین نعمت خداوند تویی....

بهشت زیر پای توست،نفس های تو بوی بهشت می دهند، تو از جنس بهشتی، تو ادامه ی بهشتی...

 

+ نوشته شده در  88/03/24ساعت 15:18  توسط فاطمه نخعی فر | 
و نتایج اعلام شد...
+ نوشته شده در  88/03/24ساعت 14:53  توسط فاطمه نخعی فر | 
زیبایی این  انتخابات حضور پر شور مردم بود.

انتخابات این دوره با همه ی انتخابات گذشته فرق داشت.  چه تبلیغاتش چه حضورملت پای صندوق های رای ...

شوری که توی این انتخابات ایجاد شد، دیدنی بود.

 حداقل توی شهر ما که اوج بیداری و تو ی خیابان بودن همشهریان عزیز ساعت ۲۳ شب  (اونم جوونا) بود دیدن افراد با گرو ه های سنی مختلف  تا ساعت ۲ نیمه شب دیدنی و جالب و البته برای یکی مثل من هیجان آور بود .

این انتخابات جدای ازمسائل حاشیه ای که داشت، نشاط ،شادی و امیدی ایجاد کرد که اولا" اکثریت مردم ما را به پای  صندوق های رای کشاند و به  مشارکت توی سرنوشت کشورشون واداشت ...

 ثانیا"بعد از  چند سال دوباره مردم توی خیابون  دور هم جمع کرد...

   مردم دوباره همدیگر رو دیدن ،با هم بحث کردن، تبادل نظر کردن و برای اولین بار جدی  برنامه های دولت های فعلی و قبلی رو نقد کردن...

 خلاصه اینکه چقدر خوبه که ما همیشه مسائل کشور ، کارهای دولت ،سرنوشت کشورمون برامون مهم باشه و بی تفاوت از کنارشون نگذریم...

راستی کاش فردا زودتر برسه نتیجه آرا مشخص بشه ... 

+ نوشته شده در  88/03/22ساعت 23:26  توسط فاطمه نخعی فر | 
باز هم شبی دیگر و مناظره ای دیگر...

من فکر می کنم مناظره معنای دیگری دارد! مناظرات این شب ها بیشتر تخریب افراد و گروه ها است.

فکر می کردیم از برنامه های  دولت بعدی آگاه می شویم اما نگو  .....

 

یعنی قدرت دنیایی اینقدر ارزش داره که ایمان  به قدرت لا یزال الهی را فراموش کنیم وهمه نوع اتهامی به یکدیگر بزنیم !

یعنی از اول انقلاب تا الان این همه دزدی صورت گرفته  وکسی چیزی نگفته است ؟اگر این همه دزدی وچپاول انجام شده پس چرا هیچ کس تا الان چیزی نگفته و اقدامی انجامی نداده است؟ پس این همه سال ما با آمارهای دروغ مواجه بودیم ؟

 واگر  دزدی انجام نشده است، پس این اتهامات چیست ؟ براستی چگونه باید به عملکرد دولت ها ی مختلف نظام  اعتماد کرد ؟

جای تاسف داره! فکر می کنم این مباحث فقط به نفع دشمن وبه ضرر نظام است.

امیدوارم برنامه ی امشب، مناظره ی واقعی باشه و( از برنامه های آینده صحبت بشود)  نه مجادله !

+ نوشته شده در  88/03/17ساعت 23:34  توسط فاطمه نخعی فر | 
 توی یکی از خبر هایی که برای نشریه تنظیم می کردم، یکی از مسئولان گفته بود:در حال حاضر در استان کرمان،۲۵۰ هزار افغانی مجاز و غیر مجاز زندگی می کنند! فکرشو بکنید کل استان ما چقدر جمعیت داره که این همه افغانی توی آن ساکنند. تازه خدا می دونه این آمار ارائه شده چقدر دقیقه( مثل خیلی از آمارهای دیگه ).در سته انسان دوستی خوبه، کمک به هم نوع خیلی خوبتره ، اما به شرطی که به خود افراد جامعه آسیب نرسه،

با این حال به نظرمی رسه که این مهمان نوازی ما کرمانی ها  به ضررمون تموم شده وهزار تا مسئله و مشکل برامون درست کرده  مثل

مسائل زیادی که در اثر عدم رعایت  بهداشت توسط این افراد به وجود می آید

نا امنی (همون طور که توی مصاحبه های مطبوعاتی نیروی انتظامی هم همیشه از اتباع بیگانه به عنوان مهم ترین عامل ناامنی  استان نام برده می شه)

گروگانگیری، قتل، تجاوز و  فاچاق مواد مخدر

 گرفتن فرصت کاری خصوصا"در  بعضی مشاغل مثل بنایی  و کشاورزی از کرمانی ها

.

.

.

و بدتر ازهمه ازدواج دختران ایرانی با این افراد  که حاصل آن هم بچه های بدون شناسنامه، هویت و....است.

حالا حرفم اینه که میشه جلوی مسائل زیادی که در اثر  حضور اتباع غیر مجاز در جامعه به وجود می آ د رو با جدیت و درایت بیشتر گرفت. با طرد این افراد از استان( البته به صورت جدی وبا پیگری در مورد خروج از کشور وعدم برگشت،  نه پیاده کردن آنها توی شهرهای مرزی به امید برنگشتنشون ،چون تجربه می گه در این موارد زودتر از مامورانی که گرفتنشون بر میگردن سر جای اولشون)، با سختگیری  وبرخورد قاطع با  کسانی که از  کارگران افغانی( برای بردن سود بیشتر) به جای کار گران  ایرانی استفاده می کنند و...ضمن اینکه مردم استان هم خانه های خودشونو به این خانواده ها ( که عموما" بالای ۱۰ نفرن ) اجاره ندن تا  این مهمانان اجباری برگردن به خونه هاشون  

+ نوشته شده در  88/01/30ساعت 23:31  توسط فاطمه نخعی فر | 

در گذشته ی ایران باستان، مراسم شادباش نوروزی تا بیست و یکم فروردین ادامه داشته ولی امروز به سیزده روز کاهش یافته است.

در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی و هنگامی که سبزه از زمین می‌روییده است و گندم و حبوبات سبز می‌گشتند، در روز سیزدهم که به ایزد باران (فرشته موکل بر باران در اساطیر باستان و در اسطوره‌های ایرانی) تعلق داشت ،مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌رفتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند.

اکنون نیز ایرانیان در بامداد روز سیزدهم فروردین ماه سفره نوروزی را بر چیده و خوردنی‌های نوروزی خود شامل شیرینی، آجیل و ... باقی مانده در سفره نوروزی را همراه سبزه با خود برداشته و به دامان طبیعت می‌روند. آن‌گاه سبزه سفره هفت سین را به دشت و صحرا برد و در کنار چشمه‌های آب روان، در کنار جویبارها و رودها و ... به آب روان می‌سپارند و آرزو می‌کنند سالی پر از برکت، خرمی، سرسبزی داشته باشند و تا عصر و غروب روز سیزده فروردین که سیزده بدر نامیده شده بیرون از خانه‌ها در دامان طبیعت در بین سبزه و دشت و صحرا به شادی تفریح می‌پرازند و بعد از غروب به خانه‌های خود باز می‌گردند تا فعالیت‌های خود را در سال جدید و بعد از تعطیلات نوروزی با روحیه‌ای شاداب و انرژی دوباره آغاز کنند.

 با امید سالی  پر از موفقیت و زیبایی

+ نوشته شده در  88/01/13ساعت 19:36  توسط فاطمه نخعی فر | 
امروز همراه مهمانان نوروزی رفته بودم  بازدید از موزه های کرمان. آخرین مکان هم موزه ی مردم  شناسی زرتشتیان کرمان بود.گوشه ای نشستم تا آنها از اطراف موزه بازدید کنن وعکس بگیرن. ورود یه خانم محجبه همراه همسر و دو فرزندش به آتشکده و پرسش های پی در پی این بانو  در مورد دین و آیین  زرتشتی همه را کنجکاو  کرده بود. راستش من هم کنجکاو شدم  و به حرف های خانم گوش دادم.خانم که کرمانی هم نبود، رو به مسئول آتشکده  می گفت که توی دین ما گفته شده که باید دین  ومذهب با تحقیق و اختیار انتخاب بشه.  به همین دلیل و با توجه به اینکه بچه هام به سن تکلیف نزدیک می شن دارم تحقیق و اطلاعاتی از ادیان مختلف جمع آوری می کنم و در اختیارشون قرار می دم .اماکن مذهبی را نشونشون می دم  تا اگاهانه دینشونو رو انتخاب کنن. واقعا جالب بود .تا آنجایی که من می دونم  اکثر پدر و مادر های امروزی آنقدر درگیر کار وتامین مخارج زندگی هستند که اصلا وقت رسیدگی به مسائل روزمره بچه ها  رو هم ندارن چه برسه به تحقیق و جمع آوری اطلاعات اونهم  در این موارد . البته شاید این دسته از افراد زیاد باشه و من خبر نداشته باشم و  به همین دلیل برام جالب بود .اما واقعیت اینه که اگاهیهای ما از همه ی مسائل زندگی و دینی سطحی و کمه و شاید اصلا زحمت تحقیق به خودمون نمی دیم . گاهی اوقات هم این قدر متعصب هستیم که  حاضر نیستیم حرفی غیر از حرف خودمون بزنیم . خلاصه خانم گفت: من به یقین رسیدم و دین اسلام رو آگاهانه  و با تحقیق  به عنوان دین برتر انتخاب کردم . فرزندانم هم باید با تحقیق  به یقین برسن . 

درس خوبی بود.

+ نوشته شده در  88/01/09ساعت 18:41  توسط فاطمه نخعی فر | 
نوروز باستانی یادگار شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم،بر همه ی ایرانیان پاک پندار ،راست گفتار ونیک کردار خجسته باد.

سختی ها به سبکی هوا ،عشق به عمق فضا، دوستان به سختی الماس و روزهای به روشنی خورشید ،آرزوی من برای همه ی عزیزان در سال جدید است.

+ نوشته شده در  88/01/06ساعت 15:23  توسط فاطمه نخعی فر | 

کربلا گذرگاهی دارد که تا از این گذرگاه سخت عبور نکنی نمی­توانی به میدان ایثارگری و رشادت برسی.

آنچه انسان در کربلا و میدان عاشورا می­بیند، خود ندیدن است. اگر می­خواهی حقیقت را ببینی، اگر می­خواهی به خدا متصل شوی، نباید خودت را ببینی، اگر خود را دیدی نمی­توانی خدا را ببینی، مجاهد ، عابد و پارسا کسی است که خود را نبیند، اگر عبد شدی و خود را ندیدی می­توانی در راه خدا قدم بگذاری. کربلاییان همه عبد و عابد بودند. همه از خودبینی و بزرگ­بینی­ها دور بودند و به همین دلیل در راه خدا ثابت­قدم ، پابرجا و عاشقانه جنگیدند.

شاهکارآفرینی امام و یارانش در کربلا به دلیل بیگانه بودن با دنیا و امیال دنیایی است. جنگ نفس­کشی است. آماده کردن روح و جان برای رهایی از قید و بندهای نفسانی است .کربلا میدان مبارزه خویشتن ملکوتی بر خویشتن مادی ،جسمانی و دنیایی است. اینک که اربعین از راه رسیده، فرصتی است برای سرمشق قراردادن این دلاوری­ها برای رها شدن از خویش برای آموختن صبر هم­چون کربلاییان. برای آموختن خلوص، برای عبادت، برای دوری از وابستگی­ها و رهایی از دل­بستگی­برای به یادآوری دلاورمردی­ها و شجاعت­های فرزند زهرا، برای آموختن درس گذشت، فداکاری و عشق.

کربلا از ذکر گفتن تا شمشیر زدن و پیکار همه عبادت بود. همه اجرای فرمان خدا بود. امام حسین و یارانش صبر بر اطاعت وعبادت معبود کردند و غرق عبادت شدند. کربلا یک مکتب است ،یک روز حادثه نیست ،کربلا صبری است که مایه­ی سعادت است. صبری که خداوند به هر کس نمی­دهد. صبر بر سختی، گرسنگی، زخم، عطش، صبر بر طاعت خداست و تمام میدان عاشورا جلوه­ای از صبر امام است. اگر این صبر نبود، هرگز حرکت مقدس و جهادی امام به ثمر نمی­رسید. کربلا حرفی بالاتر از حرف­ها و درسی مافوق درس­ها بود.

 

فاطمه نخعی­فر

+ نوشته شده در  87/11/28ساعت 22:35  توسط فاطمه نخعی فر | 

 

محرم ماه آموختن درس گذشت ،فداكاري،عشق، صبر و شكيبايي است. ماه ياد آوري دلاوري ها وشجاعت هاي فرزندعلي...

كربلا مصيبت نبود ،صبر بود ،عشق بود، كربلا براي ما مصيبتي غير قابل جبران بود اما براي امام و يارانش عبادت بود. كربلا مكتبي براي آموزش عشق است، آموزش رهايي از بند دنيايي است ...

 تمام ميدان عاشورا جلوه اي از عبادت بود. صبردر ميدان عاشورا معنا مي يابد .صبر بازماندگان كاروان عاشورا بر بلا  و سختي ... آنچه كه انسان مي بيند ،خود نديدن است. كربلا حرفي مافوق حرفها و درس ها بود .افسوس كه به جاي آموختن درس شجاعت وايثار و به جاي پيروي از افكار امام عزیزمان، زخم هاي تنش را مي بينيم و بزرگترين دردش را بي آبي مي دانيم

+ نوشته شده در  87/10/19ساعت 23:42  توسط فاطمه نخعی فر | 

نگاهش مي كنم، بغض كرده ، تنها ست  به انتها رسيده، خيلي وقت است به اين نتيجه  رسيده.................

 باورم  نمي شود اين  دختر همان كسي است كه من بايد با او مصاحبه كنم .راجع به او همه  نوع تصوري مي شود كرد الا اينكه بزهكار است .حرف كه مي زند مي فهمي مولود زندگي اي  آشفته و اجتماعي است كه هيچ حمايتي از او  نمي كند. زاييده تفكرات غلط خانواده اي است كه به جاي راهنمايي وحمايت از يك نوجوان در اولين خطا، با ناسزا و دادن همه نوع نسبت ناروا،او را طرد كرده  و به سمت ادامه راه سوق مي دهند و با آواره  ورها كردن او در جامعه منكر  هر گونه نسبتي با اومي  شوند. غافل از اينكه مسئوليت  فرزند با رها كردن او در جامعه از گردن انها سلب نمي شود.

خانواده مهم ترين ركن جامعه است اصلي ترين پايگاه حمايت از افراد است كه مي تواند با تدبير و درايت پدر و مادر امن تربن مكان دنيا با شد. به نظر مي رسد در زمانه اي  كه روانشناسان و مددكاران اجتماعي با  انواع روش ها (حتا به صورت رايگان در مراكز  دولتي )مي توانند انها را راهنمايي كنند بايد از روشهاي طرد كردن و تنبيه هاي غلط گذشته دوري كرد وبه سمتي رفت كه در صورت  بروز مشكل هم ،تا انجا كه در توان است از ادامه راه جلوگيري كرد .دولتمردان هم بايد با حمايت از اين افراد و مشاوره  دادن به اين افراد و خانوا ده هايشان از به وجود امدن بقيه مشكلات جلوگيري كرده و  افزايش روز افزون انها در جامعه  وبه تبع ان از هم گسيختگي خانواده ها ،افزايش فساد در جامعه،كاهش سن بزهكاري و تباه شدن هزاران جوان اين مرز وبوم جلوگيري كنند.قطعا"هزينه  ايجاد كانون هاي حمايتي كمتر از هزينه اي است كه بعد از ايجاد مشكلات بايد پرداخته شود.

به زودي متن مصاحبه با اين نوجوان را، در ابن خانه شيشه اي خواهيد ديد.

+ نوشته شده در  87/09/19ساعت 22:52  توسط فاطمه نخعی فر | 

براي انجام دادن كاري به اداره ي ... رفته بودم ،داشتم وارد اتاق  مي شدم كه يكي از مراجعه كنندگان در حالي كه از برخورد بد مسئول شاكي بود گفت: حيف وقت آدم كه كنار همچين شخصي تلف بشه.وارد كه شدم فهميدم آن بنده خدا چي مي گفت .طرف واقعا با خودش هم قهر بود چه برسد با بقيه! روحيه  ادم را از بين مي برد.نمي دانم چرا بعضي ها اينقدر بد برخوردند. انگار كه طلبكار همه هستند . يكي نيست بگه  اولا" اگر كاري انجام مي دهيد وظيفه است نه لطف . ثانيا"حداقل واسه حلال شدن حقوقي كه مي گيريد (كه خيلي هم مدعي آن هستيد) كار مردم را انجام بدهيد. ثالثا" يك لبخند، يك تبسم ساده چقدر هزينه دارد  كه از آن هم دريغ مي كنيد.حداقل اگر كاري انجام نمي دهيد خوش برخورد باشيد. نه اينكه با اخم  وترشرويي روز همه را خراب كنيد.

 

+ نوشته شده در  87/09/03ساعت 22:58  توسط فاطمه نخعی فر | 
در تكاپو ...

تا بهتر از آن باشيم كه هستيم

بهتر از اين شيوه اي براي زيستن نيست.

                                                         سقراط

 

بهترين پاره زندگي

آن است كه هماره

رو به فراز دارد

و در تكاپوي رسيدن به نيكوترها .

                                جيمز.آر.ميلر

+ نوشته شده در  87/09/03ساعت 22:49  توسط فاطمه نخعی فر | 
5 شاخه ي  گل سرخ تقدیم روح پاکت... به بهانه پنجمين سالگرد پر كشيدنت به آسمان ها

 

                                                                    روحت شاد، يادت گرامي

+ نوشته شده در  87/09/03ساعت 22:38  توسط فاطمه نخعی فر | 

 

خيلي  جالب بود. نمايشگاه كتاب را مي گم .نمايشگاه شلوغ  بود و پر از همهمه ؛ طوري كه اصلا" نمي تونستي  داخل  خيلي از غرفه ها رو ببيني .داشتم از دوستم مي پرسيدم فكر مي كني اين همه اشتياقي كه واسه خريدن كتاب وجود داره واسه خواندنشون هم وجودداشته باشه؟ اصلا اگه مردم اينقدر اهل مطالعه هستند،پس چرا شايعه مي كنن سرانه كتاب خواندن هر ايراني كمتر از 5 دقيقه است؟ داشتم بحث مي كردم كه از صحبت هاي دو نفر كه مشغول خريد بودند جوابمو گرفتم "حالا كه دارند  تخفيف مي دهند مي خريم  شايد به درد خورد....." توهين  ويا احيانا" جسارت به كسي نباشه. منظورم اينه كه  بعضي فقط واسه اينكه تخفيف  داره كتاب مي خرند .اصلا"كاري هم به نياز شان ندارند اصلا"  كاري به نوع كتاب و نويسنده يا مترجم اثر ندارند. اصلا ممكن " كتاب ها رو مطالعه هم نكنند ولي به رسم اينكه بقيه مي خرند ويا  به خاطر تخفيف چند درصدي، كتاب مي خرند .كاش حالا  كه خريد مي كنيم مطالعه هم بكنيم .

+ نوشته شده در  87/09/03ساعت 22:21  توسط فاطمه نخعی فر | 
چه هواییه...

نم نم باران...

چه هواییه...

انگار باهات حرف می زنه...

می گه خزان درخت بید از راه رسیده...

می گه گلهای سرخ بهاری جای خودشون رو به نرگس هاو لاله های عاشق دادند...

خش خش برگ های زرد و نارنجی زیر قدم ها ...

می گه وقت خداحافظی  رسیده....

می گه بعضی چیزها می میرن تا بعضی چیزهای دیگه متولد شن ...

می گه تا این مردگی نباشه ،اون تولد و سرزندگی که معنی نمی ده ...

سوز سرما  با شلاقی که به صورتت می  زنه ...

توی این فصل حکم نوازش رو داره...

بوی  بوته های درمنه با  هیزم های نیم سوخته توی اجاق قدیمی دور از  شومینه، شوفاژ و...

  اینجا پاییز واقعی رو می بینی،حس می کنی ، نه پشت اون پنجره های بسته آهنی ...

پاییز فصلی که عاشقانه دوسش دارم حتا اگر یاد خاطره های بد  این فصل هم بیفتم بازم چیزی از حس وحالم کم نمی کنه، انگار انرژی دوباره ای پیدا می کنم ،دوباره متولد  می شم خصوصا" اینجا  توی دل طبیعت جایی که پاییز رو کاملا" حس می کنم ....

+ نوشته شده در  87/08/12ساعت 12:1  توسط فاطمه نخعی فر | 

چند هفته اي بود كه قصد داشتم بروم  كيش  تمام كارها را هم انجام دادم  وآماده سفر بودم كه توي اخرين لحظات به دعوت حوزه هنري كرمانشاه براي عكاسي از اين استان  تغيير مسير دادم و رفتم  كرمانشاه . راستش اول  فكر مي كردم تصميم اشتباهي  گرفتم شايد به اين دليل كه تا ان موقع به اين استان سفر نكرده بودم  و كيش را زيبا تر و بهتر مي دانستم . اما به محض  ورود   به اين استان فهميدم كه اصلا" اشتباه نكردم . كرمانشاه شهري با مردماني خونگرم مهمان نواز كه بر خلاف خيلي از مردمان شهرهاي ديگه سنت ها و آداب  خود را حفظ كرده اند . نوع پوشش افراد ، نحوه زندگي  کردها خصوصا" در شهرستانها  همگي  نشان از پايبندي آنها به فرهنگ غني  وسنت هاي  گذشته انها دارد.جاذبه هاي گردشگري مثل  طاق بستان ، كوه بيستون با  كتيبه داريوش كبير ،كندن كوه توسط فرهاد ، مجسمه هركول ، نيايشگاه مادها و... كه تاريخ  و تمدن وپيشينه فرهنگي ايران اريايي را نشان مي دهد كه  اگر رفته باشيد  حتما" از ديدن تمدن ديروز حاكم بر ايران  لذت برده و از عقب ماندن امروز هم تاسف خورديد.  توصيه مي كنم  اگر تا الان به اين استان سفر نكرديد حتما"توي برنامه هاي سفر خودتان  قرار بدهيد .مطمئن باشيد ضرر نمي كنيد. رفتن به غار قوري قلعه  را هم  فراموش نكنيد. اين غار بزرگترين و شگفت انگيزترين  غار ابي آسيا و يكي از زيباترين غارهاي آبي جهان با 65ميليون سال قدمت است اين غار در 87 كيلومتري شمال شهر كرمانشاه ودر مسير كرمانشاه – پاوه قرار دارد . فضاي اعجاب انگيز داخل غار هر بيننده اي  را به شگفتي  وستايش عظمت  پروردگار در خلق چنين اثري وا مي دارد . اين غار  داراي چند تالار بسيار زيبا از جمله  تالار مريم ، تالار كو هان شتر ،مسير برزخ ،تالار بلور، تالار عروس و... مي باشد. به زودي نمايشگاه عكسي از مناظر و مناطق تاريخي اين استان  توسط  سمن عكاسي دور نماي كوير وبا همكاري  حوزه هنري كرمان برگزار خواهد شد كه از همين الان از همه دوستان عزيز دعوت مي كنم از اين نمايشگاه ديدن كنند.

+ نوشته شده در  87/08/08ساعت 18:58  توسط فاطمه نخعی فر | 

امروزبعد از يكسال دوباره قلم دست گرفتم و سينه سفيد  بوم را سياه كردم. چه لذتي داشت، سياه كردن بوم را نمي گم منظورم احساس آرامشي است كه پيدا كردم. خيلي وقت بود فكرمي كردم از دنياي خودم دور ماندم .دنبال فرصتي بودم تا اين كمبود را جبران كنم كه خوشبختانه بدست آمد.يكي يكي تابلوهاي نقاشي ام را بيرون آوردم و دوباره نگاه كردم. قرمز، ابي ،سبز، سياه...  پر از رنگ .ان موقع رنگ ها هم قشنگتر بودند. اما حالا...

يك دفعه تصميم جديدي گرفتم.قلمو ورنگ ها را كنار گذاشتم.تصميم گرفتم همه چيز را بي رنگ بكشم . شروع كردم به كشيدن چيز هايي كه رنگ ندارند اما دنيايي دارند... دنيايي از ناگفتني ها ادم هايي را كشيدم كه رنگ ندارند اما زيبا و دلنشين اند  توي واقعيت  هم كم پيدا مي شوند.  خلاصه كلي لذت بردم ... راستی به خودمم قول دادم كه ديگه توي هر شرايطي نقاشي رو  كنار نگذارم... 

+ نوشته شده در  87/07/15ساعت 22:46  توسط فاطمه نخعی فر | 

یک سال گذشت...

۱۲ شهریور(روز سروش از ماه شهریور) سال گذشته بود که کار با خبرگزاری فارس را شروع کردم.البته ۴ماه قبل از آن کار خبری را در نشریه توتیا شروع کرده بودم،اما کار در خبرگزاری فارس عرصه خبر را برای من جذاب کرد وباعث شد من که لیسانس زیست شناسی گرفته بودم و دوست داشتم تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد در رشته  بیوشیمی ادامه بدهم،کاملا" تغییر مسیر داده و ادامه تحصیل  را در یکی از رشته های مرتبط با خبر انتخاب کنم.

راستش وقتی تاثیر بعضی از خبرها و یا گزارش هایی که تهیه کرده بودم در جامعه وبین افراد می دیدم و حس می کردم توانستم تا حدودی مفید واقع شوم احساس رضایت خاطر می کردم و بیشتر نسبت به راهی که انتخاب کرده بودم مطمئن  می شدم .

البته تبادلات سازنده افکار،دانسته ها و تعاملات مفید بین همکاران در خبرگزاری فارس حتا با وجود نوع نگاه و نظرات متفاوت  در بعضی از مسایل،  انقدر مفید وموثر بود که  باعث شد من در این یک سال  پیشرفت داشته باشم(البته جسارت من را که از پیشرفت کردن خودم صحبت می کنم ببخشید) . رتبه ای را هم که در جشنواره مطبوعات استان در بخش خبر بدست آوردم را  دلیل کار در محیط خوب ، سازنده ، ارام و با مدیریت خوبتر این خبرگزاری می دانم .البته راهنمایی  دیگر دوستان را هم بی تاثیر در علاقه مندی و کشش به این سمت نمی دانم و از همه تشکر می کنم.

بهر صورت امیدوارم بتوانم از این به بعد با شروع دومین سال کار خبری جدی تر،بهتر در این راه گام  بردارم...

 از شما دوستان هم می خواهم که بعد از خواندن اخبار ، گزارش ها و مطالب این وب با نقد ونظرات سازنده خود مرا در رسیدن به هدف  یاری کنید.

                                                  پاینده و پیروز باشید.

+ نوشته شده در  87/06/13ساعت 23:14  توسط فاطمه نخعی فر | 
میتوان با تو به مرز سیاهی تاخت

                                میتوان با تو به اغاز مهاجرت کرد

میتوان با تو به سر  سفره سادگی نشست

                                  میتوان با تو از چشمه ابدیت نوشید

                                             میتوان با تو پی در پی تازه شد

 تو اغاز فصل رویشی

                         تو معنای ساده ارامشی

                                                تو حدود نامحدود عشقی تو حدیث پاکی و نجابتی

من به حضور عطر اگین  عشق تو محتاجم

                                       من به ترنم نام تو در تمام لحظات اسمانیم محتاجم*۸

 

سحر گاه که دیده می گشایم  با زمزمه نامت در دلم شوری دوباره به پا می شود،

 از تو می خواهم تا محبت وعشق مرا به سرزمین و مردمم نکاهی و روز به روز بر سربلندی این خاک

 اریایی بیفزایی...خاکی که بوی عشق می دهد و حریم امنی است برای  زندگانی و مامن گرمی

 است  برای ارامش ابدی ام.

از تو می خواهم همه کارهای خود را از روی راستی و درستی  ودر راه تو به انجام برسانم ودر این راه از

 ریا ،تزویر و تملق دور باشم... باشد که چنین شود.

 

 * شعر از من نیست اسم شاعر را  هم نمی دونم  که ذکر کنم 

 

+ نوشته شده در  87/06/11ساعت 23:55  توسط فاطمه نخعی فر | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من فاطمه نخعی فر خبرنگار اجتماعی، در این وبلاگ سعی کردم علاوه بر دل نوشته ها،مسائل اجتماعی روز که اخبارشان توسط خودم تهیه شده است، را مطرح کنم.

نوشته های پیشین
88/08/08 - 88/08/14
88/07/22 - 88/07/30
88/06/22 - 88/06/31
88/06/05 - 88/06/21
88/06/08 - 88/06/14
88/06/01 - 88/06/07
88/04/22 - 88/04/31
88/04/05 - 88/04/21
88/03/22 - 88/03/31
88/03/05 - 88/03/21
88/02/22 - 88/02/31
88/01/22 - 88/01/31
88/01/05 - 88/01/21
88/01/08 - 88/01/14
88/01/01 - 88/01/07
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/11/05 - 87/11/21
87/10/05 - 87/10/21
87/09/05 - 87/09/21
87/09/01 - 87/09/07
87/08/08 - 87/08/14
87/07/05 - 87/07/21
87/07/08 - 87/07/14
87/07/01 - 87/07/07
87/06/22 - 87/06/31
87/06/05 - 87/06/21
87/06/08 - 87/06/14
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/05/05 - 87/05/21
87/04/05 - 87/04/21
87/04/08 - 87/04/14
87/04/01 - 87/04/07
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
86/12/22 - 86/12/29
آرشیو موضوعی
اخبار اجتماعي
اخبار سياسي
اخبار فرهنگي
مقالات اجتماعي
مقالات فرهنگي
اخبار علمی
اخبار هنری
اخبار ورزشی
عکس های گرفته شده توسط خودم
گزارش اجتمایی
دل نوشته
پیوندها
خبرنگارساده(ميلادمقيمي‌زاده)
دل نوشت(محمد مهدي نخعي فر)
عبور نوشته های مسعود یارضوی
سيامول
دایره طلایی وبلاگ کشتی نویس استان کرمان
مفشو اردشیر غفار بيگي
كرمان خبر
تك به تك(سعيد قرايي)
كتيبه زخم نوشته هاي مرتضي دلاوري پاريزي
پيامبران كاغذي(محمدصالح رزم حسيني)
يادنوشت محمد لطيف كار
فرياد بي صدا
صحنه ي يكتا(احمد احمدي نژاد)
انديشه فردا
naghshezaman
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM