![]() |
![]() |
|
| خبرنگار اجتماعی |
|
دختر خانمي 22 ساله و دانشجو دربارهي ميزان مهريه نظراتي دارد، او ميگويد: مهريه بايد در حد توانايي مرد و شأن زن باشد و بايد دانست که «سنگ بزرگ علامت نزدن است.» مهريه هاي بالا در اکثر موارد سمبلي است و پرداخت نمي شود. پس مهريه بايد مطابق شأن زن و در حد توانايي مرد و به طور کلي معقول باشد. خانمي 33 ساله و شاغل مي گويد: کاش ده سکه باشد ولي پرداخت شود. وقتي کسي حاضر به پرداخت آن نمي شود، چه فايدهاي دارد پنج هزار سکه باشد يا پنج عدد؟ وي مي افزايد: هر وقت به شوخي از همسرم مي خواهم که مهريه ام را بپردازد، او عصباني و جدي مي گويد: زني که مهريه اش را طلب کند، بايد طلاق هم بگيرد و برود. پسر جواني که 25 ساله است مي گويد: مهريه بايد در حد توان و شأن مرد باشد. او مهريه هاي سنگين را صحيح نمي داند. اما حاضر است در صورتي که همسر آينده اش دلخواه او باشد، با مهريه بالا او را به همسري خود در بياورد. او معتقد است که عشق و دوست داشتن ارزش اين ريسک را دارد. وي مي گويد: حتي اگر بعد از ازدواج کار به جدايي کشيد، پشيمان نمي شوم. زيرا انجام هر کاري ممکن است با شکست همراه باشد و تاواني داشته باشد. من حاضرم براي انتخاب عاشقانهي اوليه چنين تاواني را هم بپردازم. استفاده از شروط ضمن عقد به جاي تعيين مهريه هاي سنگين: مسئولان استان نيز در اين باره نظراتي دارند: رئيس سازمان ملي جوانان استان کرمان، مهريه هاي سنگين را صحيح نمي داند و مي گويد: مهريهي سنگين ضامن خوشبختي نيست و عامل دفاعي نيز محسوب نمي شود. زيرا جواني که حاضر به زندگي نباشد، مهريه را قسط بندي ميکند و يا در نهايت به زندان مي رود. حجت الاسلام و المسلمين محسن سالارکيا نيز مي گويد: جامعهي ديني بايد تلاش کند تا بر طبق آيهي 4 سورهي نسا عمل کرده و قبل از شروع زندگي مشترک به اين وظيفهي ديني جامهي عمل بپوشاند. مشاور امور بانوان استانداري کرمان نيز در اين باره نظراتي دارد. او مي گويد: اولاً بايستي به افرادي که در شرف ازدواج هستند، قبل از ازدواج اطلاعات حقوقي داده شود. ثانياً مردان را توجيه نمود که مهريه، ديني است که بر ذمه اوست. ثالثاً احاديث و روايات زيادي داريم که در صورت مطالبهي زن در خصوص مهريه و ندادن مرد چه مجازات هايي در اين دنيا و در آن دنيا در نظر گرفته شده است. بنابراين بايد مردان را قبل از شروع زندگي از نظر ديني توجيه کرد. مهريه را کي نداده، کي نگرفته: اينجا جايي است که همه بر اين باورند: «مهريه را کي نداده، کي نگرفته». همهي کساني که اينجا حضور دارند، معناي واقعي پرداخت مهريه را مي دانند. کسي که بخواهد ازدواج کند، کافي است چند لحظه اي اينجا بنشيند تا با فکر، منطق و با تکيه بر دارايي ها و توانايي هاي خود مهريه را تعيين کند. صداي داد و فرياد زن و مرد همه را متوجه آنها کرده است که ناگهان صداي زن ديگري هم به ميان مي آيد. اينبار درگيري بين دو زن بالا مي گيرد. زن شاکي به زن ديگر مي گويد: تو وارد حريم زندگي من شدهاي، زندگيام را تو خراب کردي، زن دوم نيز با ياري مرد، جواب هاي تندي مي دهند. زن با گريه و زاري مي گويد: همهي مهريه ام را مي خواهم و حاضر نيستم چيزي از آن را ببخشم. همين که آن را قسط بندي کردم، کافي است. بايد هر ماه قسط خود را بدهد. زندگي و جواني ام را تباه کرد. حتي يک تومان آن را نمي بخشم. دعوا بالا مي گيرد که منشي دادگاه، زن شاکي را آرام ميکند و از آنجا مي برد. زن و مرد هم بعد از آرام شدن، بيرون از اتاق کنار هم مي نشينند. کنارشان ميروم و علت بحث و درگيري را جويا ميشوم. مرد مي گويد: تا کنون در پي به اجرا گذاشته شدن مهريه توسط همسر سابقم، سه مرتبه و هر بار نيز يک ماه در زندان بوده ام. وي مي افزايد: سال 74 با همسر سابقم که دخترخاله ام نيز مي باشد (به زن شاکي اشاره ميکند)، ازدواج کرده ام. اما بعد از چند سال به دليل اينکه همسرم قادر به بچه دار شدن نبود، از دادگاه اجازه گرفتم و همسر دومي اختيار کردم. همسر اولم بعد از اين ازدواج بناي ناسازگاري گذاشته و مهريهي خود را به اجرا گذاشت. او مهريه اش را نقدي و يکجا مي خواست. من که توانايي پرداخت آن را نداشتم تا کنون سه بار به زندان افتاده ام. در طي اين سال ها همسر اولم از من جدا شد و بعد از مدتي با مردي که بيست سال از او بزرگتر است، ازدواج کرد. مرد ادامه مي دهد: خلاصه بعد از مدتي به قسط بندي مهريه رضايت داد. اما چيزي از آن را نمي بخشد. در دادگاه مقرر شد که 10 سکه را نقداً و بعد از آن هر ماه يک ربع سکه به او بپردازم. اما من آمده ام با گرفتن وام و پرداخت هفت ميليون تومان نقدي به اين شخص به جاي تمام مهريه، مسئله را فيصله دهم. اما او راضي نمي شود و همهي مهريه اش را مي خواهد. البته من دليل آن را مي دانم، چون در ازدواج دوم خود شکست خورده است، نسبت به من و زندگي ام حسودي مي کند و با کينه مي خواهد آرامش زندگي من را به هم بزند. مرد مي افزايد: روز اول گرمي عشق و رسيدن به خواستهي دل مانع از اين شد که درست فکر کرده و توانايي مالي ام را بسنجم. ميزان مهريهي همسر دوم را از مرد مي پرسم، مي گويد: 40 سکهي تمام بهار آزادي و 8 ميليون تومان پول نقد و باز در پاسخ پرسش من مبني بر اينکه اگر ايشان مهريهي خود را به اجرا بگذارد، چه خواهيدکرد؟ رو به زن مي کند و با لبخند مي گويد: مهريه عندالمطالبه است، اگر زن خوب باشد آدم مهريه اش را مي پردازد و براي او خرج هم مي کند. اين زن براي من آمد داشت و مثل زن قبلي ام نيست. پس هرچه داشته باشم، مال اوست. رايني کارشناس ارشد حقوق در اين باره مي گويد: در اين شرايط دادگاه حکم به تقسيط مهريه مي دهد و در صورتي که خود به تأديه اقساط اقدام ننمايد با تقاضاي ذي نفع (زن) و با توجه به قانون نحوهي اجراي محکوميت مالي تا زمان پرداخت اقساط مندرج در حکم، حبس مي گردد. البته تقسيط آن مستلزم تقديم دادخواست به محکمهي ذي صلاح است. ادامه دارد فاطمه نخعيفر منتشر شده در نشریه کرمانشهر |
|
+ نوشته شده در
88/01/17ساعت 11:51 توسط فاطمه نخعی فر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من فاطمه نخعی فر خبرنگار اجتماعی، در این وبلاگ سعی کردم علاوه بر دل نوشته ها،مسائل اجتماعی روز که اخبارشان توسط خودم تهیه شده است، را مطرح کنم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار اجتماعي اخبار سياسي اخبار فرهنگي مقالات اجتماعي مقالات فرهنگي اخبار علمی اخبار هنری اخبار ورزشی عکس های گرفته شده توسط خودم گزارش اجتمایی دل نوشته |
|
RSS
|